Toggle stanza 1
ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد
1

ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد

ز صیقل آینه من غبار می‌گیرد

2

من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش

کنون ز من همه کس اعتبار می‌گیرد

3

ندیده است سیه‌مستی مرا خورشید

همیشه صبح مرا در خمار می‌گیرد

4

بنفشه می‌دمد از یاسمین اندامت

اگر نسیم ترا در کنار می‌گیرد

5

اگر سپند به من جای خویش ننماید

به بزم او که مرا در شمار می‌گیرد؟

6

چرا ز خصم کشم انتقام خود صائب؟

چو انتقام مرا روزگار می‌گیرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور