غزل شمارهٔ 164

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
1
چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
کرم شب تابی برافروزد شبستان مرا
2
در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست
تازه می سازد رگ تاکی گلستان مرا
3
حیرت دیدار، قفل خانه چشم من است
نیست امید گشایش چشم حیران مرا
4
زیر بار منت ابر بهاران نیستم
زهره شیران دهد آب نیستان مرا
5
در محیط عشق دارم چون صدف صد خانه خواه
سر فرو ناید به صحرا ابر نیسان مرا
6
از فروغ شمع ایمن سنگ اطلس پوش شد
داغ نومیدی نخواهد سوختن جان مرا
7
می رود صد جا دل از آشفتگی، زلفی کجاست
تا کند شیرازه اوراق پریشان مرا؟
8
بارها دامن ز چنگ برق بیرون کرده ام
خار نتواند گرفتن طرف دامان مرا
9
تاک اگر دست حمایت برنیارد ز آستین
کیست کز دست فلک گیرد گریبان مرا؟
10
تا قیامت صائب از دریوزه گردد بی نیاز
ابر اگر در خواب بیند چشم گریان مرا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور