غزل شمارهٔ 248

Toggle stanza 1
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
1
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما
2
از نسیم نوبهاران مغزها آشفته شد
گل نکرد آشفتگی از گوشه دستار ما
3
شیوه ما سخت جانان نیست اظهار ملال
لاله ها بی داغ می رویند از کهسار ما
4
ما به خون خود دهان تیشه شیرین می کنیم
تلخ ننشیند عبث معشوق شیرین کار ما
5
غنچه های سر به مهر گلستان راز را
نامه واکرده داند دیده بیدار ما
6
جبهه می خارد به ناخن شیر خواب آلود را
آن که کاوش می کند با سینه افگار ما
7
مغز دینداری است آن کفری که ما خوش کرده ایم
سبحه را در دل سراسر می رود زنار ما
8
گرچه از خاکیم، در جنبش گرانجان نیستیم
برگ کاهی می شود بال و پر دیوار ما
9
در شکست ناخن خود دست بر می آورد
آن که می خواهد که بگشاید گره از کار ما
10
کو می تلخی که تا بویش نهد پا در رکاب
چون کف دریا پریشان رو شود دستار ما
11
هیچ ره صائب به حق نزدیک تر از درد نیست
از طبیبان می کند پرهیز ازان بیمار ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما

می‌دود مرکز همان سر بر خط پرگار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193

سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما

حیرت است آیینه‌دار پشت و روی کار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194

کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما

وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69

پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما

آن هزاران یوسف شیرینِ شیرین‌کار ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136

تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما

سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24

گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما

گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27

طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما

هست استغفار ما محتاج استغفار ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما

بر زمین منصور افرازد ستون دار ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

در گذر ای آسمان از وادی آزار ما

شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246

از ته دل نیست در میخانه استغفار ما

خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور