غزل شمارهٔ 17

Toggle stanza 1
بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
1

بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما

بر زمین منصور افرازد ستون دار ما

2

از معاصی توبه می‌کردیم پیش از عاشقی

این زمان عصیان شود از کفر استغفار ما

3

از شبان وادی ایمن نفس سوزان‌تریم

موسی اندر طور می‌رقصد ز موسیقار ما

4

شاهباز خامه ما عرض پروازی کند

مرغ جنت راست آب و دانه در منقار ما

5

گر به طبع زاهدان تلخ است طعم ما چه غم

روشن از رخسار میخواران شود معیار ما

6

خضر وقتی کو؟ که تعمیر خراب ما کند

زان که گنجی هست پنهان در ته دیوار ما

7

هرکجا عشق است مستولی طبیبان خسته‌اند

از کدامین درد واجوید دل بیمار ما

8

زیرکان را دانه و آب چمن خامش نکرد

عندلیب مست رمزی داند از اسرار ما

9

چون مگس بر قند می‌جوشیم بر مطلوب خویش

گرمی سودای یوسف نشکند بازار ما

10

خسرو نظمی «نظیری» نقش شیرین طرح کن

چرخ بار ما کشد چون عشق باشد کار ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما

می‌دود مرکز همان سر بر خط پرگار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193

سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما

حیرت است آیینه‌دار پشت و روی کار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194

کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما

وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69

پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما

آن هزاران یوسف شیرینِ شیرین‌کار ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136

در گذر ای آسمان از وادی آزار ما

شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246

از ته دل نیست در میخانه استغفار ما

خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247

از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما

شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248

تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما

سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24

گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما

گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27

طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما

هست استغفار ما محتاج استغفار ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور