غزل شمارهٔ 17
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
بر زمین منصور افرازد ستون دار ما
از معاصی توبه میکردیم پیش از عاشقی
این زمان عصیان شود از کفر استغفار ما
از شبان وادی ایمن نفس سوزانتریم
موسی اندر طور میرقصد ز موسیقار ما
شاهباز خامه ما عرض پروازی کند
مرغ جنت راست آب و دانه در منقار ما
گر به طبع زاهدان تلخ است طعم ما چه غم
روشن از رخسار میخواران شود معیار ما
خضر وقتی کو؟ که تعمیر خراب ما کند
زان که گنجی هست پنهان در ته دیوار ما
هرکجا عشق است مستولی طبیبان خستهاند
از کدامین درد واجوید دل بیمار ما
زیرکان را دانه و آب چمن خامش نکرد
عندلیب مست رمزی داند از اسرار ما
چون مگس بر قند میجوشیم بر مطلوب خویش
گرمی سودای یوسف نشکند بازار ما
خسرو نظمی «نظیری» نقش شیرین طرح کن
چرخ بار ما کشد چون عشق باشد کار ما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
میدود مرکز همان سر بر خط پرگار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193
سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
حیرت است آیینهدار پشت و روی کار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194
کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما
آن هزاران یوسف شیرینِ شیرینکار ما
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246
از ته دل نیست در میخانه استغفار ما
خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248
تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24
گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما
گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27
طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
هست استغفار ما محتاج استغفار ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

