غزل شمارهٔ 69
شاعر: جامی
Toggle stanza 1کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما
روی در دیوار غم شبها به سر بردن چه سود
گرنه آن مه بر زند یک شب سر از دیوار ما
چند خود را پیش ما قیمت نهی ای پارسا
خودفروشی را رواجی نیست در بازار ما
می کند پاک از سرشک سرخ روی ما رقیب
از حسد دیدن نیارد رنگ بر رخسار ما
گرچه شد سرحلقه اهل معرفت را شیخ شهر
سر نمی آرد برون از حلقه زنار ما
گوش کن ، گو طرّهء دستارِ خُود زاهد ، که شد،
دُرد پالایِ حریفان ، گوشهء دستارِ ما
گفتم از بوی تو شد باد صبا عطار گفت
جامی از انفاس خوش اکنون تویی عطار ما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
میدود مرکز همان سر بر خط پرگار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193
سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
حیرت است آیینهدار پشت و روی کار ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194
پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما
آن هزاران یوسف شیرینِ شیرینکار ما
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246
از ته دل نیست در میخانه استغفار ما
خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248
تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24
گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما
گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27
طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
هست استغفار ما محتاج استغفار ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16
بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
بر زمین منصور افرازد ستون دار ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

