غزل شمارهٔ 246

Toggle stanza 1
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
1
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
2
ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتد
دود برمی آورد از مغز آتش خار ما
3
لشکر خواب گران را قطره آبی بس است
برحذر باش از شبیخون دل بیدار ما
4
نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب
عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما
5
صائب از بالین ما دشمن چسان خوشدل رود؟
سنگ را در گریه آرد ناله بیمار ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما

می‌دود مرکز همان سر بر خط پرگار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 193

سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما

حیرت است آیینه‌دار پشت و روی کار ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 194

کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما

وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69

پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما

آن هزاران یوسف شیرینِ شیرین‌کار ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 136

تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما

سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 24

گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما

گل ز بالیدن رسد تا گوشه دستار ما

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 27

طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما

هست استغفار ما محتاج استغفار ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما

بر زمین منصور افرازد ستون دار ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

از ته دل نیست در میخانه استغفار ما

خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247

از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما

شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور