Toggle stanza 1
با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
1

با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟

ای زنگ به این آینه پاک چه داری؟

2

دودم به فلک بر شد و گردم به هوا رفت

دیگر به من ای شعله بی باک چه داری؟

3

بگذار به درد دل خود ماتمیان را

با جان حزین و دل غمناک چه داری؟

4

در قطع امیدست گر آسودگیی هست

راحت طمع از جان هوسناک چه داری؟

5

تا ابر بهاران نشود چشم تو از درد

ظاهر نشود بر تو که در خاک چه داری

6

امید فروغ از مه و خورشید درین بزم

با روشنی شعله ادراک چه داری؟

7

خورشید درین دایره خون می خورد از دور

خم در خم آن حلقه فتراک چه داری؟

8

از صحبت باد سحر ای غنچه بیدل

در دست به جز سینه صدچاک چه داری؟

9

صائب ز شب دل سیه نامه اعمال

چون صبح حذر با نفس پاک چه داری؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور