Toggle stanza 1
خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری
1

خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری

فریاد ازان چشم سیاهی که تو داری

2

در حمله اول ز جهان گرد برآرد

از خال و خط و زلف، سپاهی که تو داری

3

هر چند گلی نیست به خوش چشمی نرگس

در خواب ندیده است نگاهی که تو داری

4

گر در دهن تیغ درآیی ظفر از توست

از دست دعا پشت و پناهی که تو داری

5

مهر تو محال است جهانگیر نگردد

از سبزه خط مهر گیاهی که تو داری

6

آهو نتواند ز سر تیر تو جستن

دل چون جهد از تیر نگاهی که تو داری؟

7

برقی است که ابرش ز سیه خانه لیلی است

در زلف سیه روی چو ماهی که تو داری

8

با خودشکنی، داعیه سرکشی و ناز

می بارد ازان طرف کلاهی که تو داری

9

صائب کمی از گلشن فردوس ندارد

در عالم معنی سر راهی که تو داری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور