غزل شمارهٔ 6308
Toggle stanza 1مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان
11
مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان
حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان
22
نمی شود ز سیه خانه لیلی ما دور
همیشه زیر سیاهی است داغ سوختگان
33
ز جام لاله سیراب شد مرا روشن
که می ز خویش برآرد ایاغ سوختگان
44
بهار تازه کند داغ تخم سوخته را
ز می شکفته نگردد دماغ سوختگان
55
ز لاله زار دلم تا شکفت دانستم
که مرهم دگران است داغ سوختگان
66
ز نور زنده دلی آب زندگی خورده است
ز باد صبح نمیرد چراغ سوختگان
77
چه نعمتی است ندارند بیغمان صائب
خبر ز چاشنی درد و داغ سوختگان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

