غزل شمارهٔ 5392

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
1

شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم

از گرستن تر نگردد دامن پیراهنم

2

نیست شمعی در سرای من، ولی از سوز دل

می درخشد همچو چشم شیر شبها روزنم

3

دشمنان را می کنم از چرب نرمی سازگار

خار می گردد گل بی خار در پیراهنم

4

خون رحم آید به جوش از چشم شرم الود من

دست خالی می رود گلچین برون از گلشنم

5

تا گسستم رشته پیوند از زال جهان

سر برآورد از گریبان مسیحا سوزنم

6

بعد ایامی که گلها از سفر باز آمدند

چون نسیم صبحدم می باید از خود رفتنم

7

شوق اگر صائب چنین گردد گریبانگیرمن

می کند کوتاه دست خار را از دامنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور