Toggle stanza 1
تندی خوی ضرورست سخن آیین را
1
تندی خوی ضرورست سخن آیین را
که بنوشند به تلخی، می لب شیرین را
2
بلبلانی که نظر بر رخ گل وا کردند
چه شناسند قماش سخن رنگین را
3
برد و بر طاق فراموشی جاوید گذاشت
تیشه صافدلم آینه شیرین را
4
کیست از عهده این وام سبکبار شود؟
گر نبخشد به کسی دختر رز کابین را
5
دست در دامن می زن که رسانید به چرخ
نسبت سلسله تاک، سر پروین را
6
عشق اندیشه ندارد ز نگهبانی عقل
دزد خاموش کند شمع سر بالین را
7
دل صائب چه غم از نیش ملامت دارد؟
نیست اندیشه ای از خار، کف گلچین را

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور