Toggle stanza 1
مباش از سخن سخت در شکست پیاله
1

مباش از سخن سخت در شکست پیاله

که بهتر از ید بیضاست پشت دست پیاله

2

هزار شیشه تقوی خورد به سنگ ملامت

چو گرم عشوه شود چشم نیم مست پیاله

3

چرا تراود ازو صد هزار سجده رنگین؟

اگر صراحی می نیست پای بست پیاله

4

ز هوش ناقص ما بیدلان چه کار گشاید؟

که عقل می خورد امروز روی دست پیاله

5

به غیر سینه صائب به هیچ جا ننشیند

خدنگ غمزه چو بیرون جهد ز شست پیاله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور