Toggle stanza 1
به جرم این که کله کج نهاده است شکوفه
1

به جرم این که کله کج نهاده است شکوفه

به روی خاک مذلت فتاده است شکوفه

2

گره ز کیسه پر زر گشاده است شکوفه

صلای جود به آفاق داده است شکوفه

3

غنیمت است بگیر از چمن برات نشاطی

درین دو هفته که دفتر گشاده است شکوفه

4

چگونه فرق کند کوچه را کسی ز خیابان؟

که همچو برف به هر جا فتاده است شکوفه

5

هوا گرفته ز باغ وجود، فر جوانی

شگفت نیست اگر پیرزاده است شکوفه

6

اگر نه صحن قیامت شده است عرصه گلشن

به دست باد چرا نامه داده است شکوفه

7

بساط عیش چرا روزگار پهن نسازد؟

گره ز رشته گوهر گشاده است شکوفه

8

پیاله گیر که تا چشم باز می کنی از هم

کلاه خسروی از سر نهاده است شکوفه

9

همیشه می پرد از شوق همچو دیده صائب

ز جلوه که دل از دست داده است شکوفه؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور