غزل شمارهٔ 6646
Toggle stanza 1مباش از سخن سخت در شکست پیاله
11
مباش از سخن سخت در شکست پیاله
که بهتر از ید بیضاست پشت دست پیاله
22
هزار شیشه تقوی خورد به سنگ ملامت
چو گرم عشوه شود چشم نیم مست پیاله
33
چرا تراود ازو صد هزار سجده رنگین؟
اگر صراحی می نیست پای بست پیاله
44
ز هوش ناقص ما بیدلان چه کار گشاید؟
که عقل می خورد امروز روی دست پیاله
55
به غیر سینه صائب به هیچ جا ننشیند
خدنگ غمزه چو بیرون جهد ز شست پیاله
Sources
Persian text source: Ganjoor

