Toggle stanza 1
در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
1

در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم

عمری است که من زنده به جان دگرانم

2

بیداری دولت به سبکروحی من نیست

هر چند که در چشم تو چون خواب گرانم

3

از داغ جنون دیده من باز نگردید

چون عقل سبکسر کند از دیده ورانم؟

4

دستی که ز دقت گره از موی گشودی

در زیر زنخ ماند ازین خوش کمرانم

5

فریاد که از کوتهی دست نگردید

جز لغزش پا قسمت ازین سیمبرانم

6

هر چند که چون رشته نیایم به نظرها

شیرازه جمعیت روشن گهرانم

7

غافل نیم از گردش پرگار چو مرکز

هر چند که در دایره بیخبرانم

8

از بیجگری می تپدم دل ز شکستن

هر چند که در کارگه شیشه گرانم

9

صائب ثمری نیست به جز تلخی گفتار

قسمت ز دهان و لب شیرین پسرانم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور