غزل شمارهٔ 5909
Toggle stanza 1در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
11
در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
عمری است که من زنده به جان دگرانم
22
بیداری دولت به سبکروحی من نیست
هر چند که در چشم تو چون خواب گرانم
33
از داغ جنون دیده من باز نگردید
چون عقل سبکسر کند از دیده ورانم؟
44
دستی که ز دقت گره از موی گشودی
در زیر زنخ ماند ازین خوش کمرانم
55
فریاد که از کوتهی دست نگردید
جز لغزش پا قسمت ازین سیمبرانم
66
هر چند که چون رشته نیایم به نظرها
شیرازه جمعیت روشن گهرانم
77
غافل نیم از گردش پرگار چو مرکز
هر چند که در دایره بیخبرانم
88
از بیجگری می تپدم دل ز شکستن
هر چند که در کارگه شیشه گرانم
99
صائب ثمری نیست به جز تلخی گفتار
قسمت ز دهان و لب شیرین پسرانم
Sources
Persian text source: Ganjoor

