Toggle stanza 1
عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
1

عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟

آتش از سرزنش خار چه پروا دارد؟

2

سنگ را سرمه کند نقش پی گر مروان

پای مجنون ز خس و خار چه پروا دارد؟

3

سخن سرد نسیم جگر سوخته است

از نصیحت دل افگار چه پروا دارد؟

4

بوی خون سنگ ره بیجگران می گردد

سیل از وادی خونخوار چه پروا دارد؟

5

سر مژگان تو در کاوش دل بی پرواست

نیشتر از رگ بیمار چه پروا دارد؟

6

دامن تر نکند تیره دل روشن را

تیغ خورشید ز زنگار چه پروا دارد؟

7

سخن تلخ شراب است جگرداران را

صائب از طعنه اغیار چه پروا دارد؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور