غزل شمارهٔ 3294
Toggle stanza 1می در آن لعل گهربار تماشا دارد
11
می در آن لعل گهربار تماشا دارد
آب در گوهر شهوار تماشا دارد
22
گرچه در آینه جوهر ننماید خود را
خط بر آن صفحه رخسار تماشا دارد
33
هر دم از شرم رخش روی دگر می سازد
گل بر آن گوشه دستار تماشا دارد
44
ماه هرچند خوش آینده نباشد در روز
حسن مهتابی دلدار تماشا دارد
55
خوش بود صحبت آیینه و سیماب به هم
عرق شرم و رخ یار تماشا دارد
66
زخم و داغ است که مستانه به هم می جوشند
لاله زار دل افگار تماشا دارد
77
جوش می را به پریخانه خم باید دید
سیل در سینه کهسار تماشا دارد
88
آب شد تیشه فرهاد ز تردستی ما
کار با غیرت همکار تماشا دارد
99
در ته زلف کند جلوه دیگر رخسار
دل شب عالم انوار تماشا دارد
1010
هر کجا لاله رخان سیل ذقن جلوه دهند
اضطراب دل بیمار تماشا دارد
1111
سخن از رخنه دل روی نماید صائب
از قلم دعوی گفتار تماشا دارد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

