غزل شمارهٔ 3293

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ادارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد
1

دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد

زیر بال و پر خود بیضه عنقا دارد

2

غافل از حق نشود روح به ویرانه جسم

سیل هر جا که بود روی به دریا دارد

3

خویش را تا نگذارد ننشیند از پا

هرکه چون شمع سر عالم بالا دارد

4

دم جان بخش اثر در دل آهن نکند

چشم سوزن چه تمتع ز مسیحا دارد؟

5

از علم لشکریان را نتوان غافل کرد

دو جهان چشم بر آن قامت رعنا دارد

6

کار چون در گره افتد به دعا دست برآر

شانه در عقده گشایی ید طولی دارد

7

نیست خالی سر مویی به تن از جان لطیف

هر که را جا نبود، در همه جا جا دارد

8

دل محال است که ساکن شود از لرزیدن

شانه تا راه در آن زلف چلیپا دارد

9

گرچه یعقوب مرا پای طلب کوتاه است

بوی پیراهن یوسف ید طولی دارد

10

تو ز طفلی است که در خانه نداری آرام

ور نه هنگامه عالم چه تماشا دارد؟

11

لازم برق بود ریزش باران صائب

گریه بسیار ز پی خنده بیجا دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور