غزل شمارهٔ 3296
Toggle stanza 1از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
11
از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
می اگر سرکه شود تاک چه پروا دارد؟
22
نشود زخم زبان گرمروان را مانع
دامن برق ز خاشاک چه پروا دارد؟
33
صیقل آینه شعله بود اشک کباب
حسن از دیده نمناک چه پروا دارد؟
44
محو سر پنجه خورشید جهان افروزست
سینه صبحدم از چاک چه پروا دارد؟
55
چاک اگر از الف زخم شود سینه باز
تیغ آن غمزه بیباک چه پروا دارد؟
66
گر کند شعله آواز، مرا خاکستر
آن گل روی عرقناک چه پروا دارد؟
77
عاشق از گردش افلاک شکایت نکند
کشته از پیچش فتراک چه پروا دارد؟
88
دل چو روشن شد، ازو دست هوس کوتاه است
چشمه مهر ز خاشاک چه پروا دارد؟
99
فلک از شکوه ما تنگدلان آسوده است
حقه از تلخی تریاک چه پروا دارد؟
1010
در دو عالم گرهی نیست که نگشاید عشق
عاشق از عقده افلاک چه پروا دارد؟
1111
دو جهان چون پر پروانه گر آتش گیرد
صائب آن شعله بیباک چه پروا دارد؟
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

