Toggle stanza 1
کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
1

کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد

سر مبادش که ز شمشیر تو سر می‌پیچد

2

سنبلی از ته هر سنگ برون می‌آید

آه فرهاد چو در کوه و کمر می‌پیچد

3

شیون دل بُوَد از چشم، که در خانه صدا

دایم از رهگذر حلقه‌در می‌پیچد

4

تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن

عاقبت دست دعا قفل اثر می‌پیچد

5

بر تهیدستی آغوش بگریم صائب

هاله‌ای را چو ببینم به قمر می‌پیچد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…