Toggle stanza 1
به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن
1

به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن

ازین کمند به افلاک می توان رفتن

2

به نیم چشم زدن، زین جهان به آن عالم

ز شاهراه دل چاک می توان رفتن

3

ازین جهان پر از دود و گرد، برگردون

به نور شعله ادارک می توان رفتن

4

چراغی از دل روشن اگر به دست آری

دلیر در جگر خاک می توان رفتن

5

امید گوشه چشمی اگر ز قاتل هست

به چشم حلقه فتراک می توان رفتن

6

اگر تو از سبکی لنگری به کف آری

به روی بحر چو خاشاک می توان رفتن

7

وگر چو موج عنان را ز دست بگذاری

به بحرهای خطرناک می توان رفتن

8

چنان به طول امل خوشدلی که پنداری

ازین کمند به افلاک می توان رفتن

9

مجردانه اگر زیست می کنی صائب

مسیح وار بر افلاک می توان رفتن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور