غزل شمارهٔ 2070

Toggle stanza 1
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
1

ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست

اینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست

2

در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزن

کاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست

3

از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق

ابروی قبله را خبری از اشاره نیست

4

ما درد را به داغ مداوا نموده ایم

بیچاره در قلمرو ما غیر چاره نیست

5

ما را ز دور چرخ مترسان که گوش ما

در حلقه تصرف این گوشواره نیست

6

دل نیست گوهری که به کس رایگان دهند

در یتیم، مهره هر گاهواره نیست

7

در لافگاه عشق که افتادگی است باب

هر کس ز خود پیاده نگردد، سواره نیست

8

خضر مسافران توکل عزیمت است

سیل بهار همسفر استخاره نیست

9

در چشمه سار باده اگر شستشو دهی

هر پاره دل تو کم از ماهپاره نیست

10

در تنگنای دل نگریزد، کجا رود؟

صائب حریف دیده شور ستاره نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور