غزل شمارهٔ 2070
Toggle stanza 1ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
11
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
اینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست
22
در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزن
کاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست
33
از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
ابروی قبله را خبری از اشاره نیست
44
ما درد را به داغ مداوا نموده ایم
بیچاره در قلمرو ما غیر چاره نیست
55
ما را ز دور چرخ مترسان که گوش ما
در حلقه تصرف این گوشواره نیست
66
دل نیست گوهری که به کس رایگان دهند
در یتیم، مهره هر گاهواره نیست
77
در لافگاه عشق که افتادگی است باب
هر کس ز خود پیاده نگردد، سواره نیست
88
خضر مسافران توکل عزیمت است
سیل بهار همسفر استخاره نیست
99
در چشمه سار باده اگر شستشو دهی
هر پاره دل تو کم از ماهپاره نیست
1010
در تنگنای دل نگریزد، کجا رود؟
صائب حریف دیده شور ستاره نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

