Toggle stanza 1
دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
1

دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست

با کودکی نشاط شراب دو ساله نیست

2

حسن برشته ای که نگه را کند کباب

امروز در بساط چمن غیر لاله نیست

3

هر کس به شاهدی است درین بزم هم شراب

ما را بغیر شیشه کسی هم پیاله نیست

4

در آتش است نعل سفر حسن شوخ را

مه در کنار هاله در آغوش هاله نیست

5

از وحشت است بستر ما کام اژدها

ما را شبی که دختر رز در حباله نیست

6

خشک است اگر چه دیده ما دل ز خون پرست

در شیشه هست باده اگر در پیاله نیست

7

نسبت به اهل درد، کبابی است خامسوز

در باغ اگر چه سوخته جانی چو لاله نیست

8

هر ذره از جمال تو فردست و بی مثال

در مصحف تو نام خدا جز جلاله نیست

9

صائب مرا خرد نتواند مرید ساخت

پیری مرا بغیر می دیر ساله نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور