غزل شمارهٔ 2071
Toggle stanza 1دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
11
دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
با کودکی نشاط شراب دو ساله نیست
22
حسن برشته ای که نگه را کند کباب
امروز در بساط چمن غیر لاله نیست
33
هر کس به شاهدی است درین بزم هم شراب
ما را بغیر شیشه کسی هم پیاله نیست
44
در آتش است نعل سفر حسن شوخ را
مه در کنار هاله در آغوش هاله نیست
55
از وحشت است بستر ما کام اژدها
ما را شبی که دختر رز در حباله نیست
66
خشک است اگر چه دیده ما دل ز خون پرست
در شیشه هست باده اگر در پیاله نیست
77
نسبت به اهل درد، کبابی است خامسوز
در باغ اگر چه سوخته جانی چو لاله نیست
88
هر ذره از جمال تو فردست و بی مثال
در مصحف تو نام خدا جز جلاله نیست
99
صائب مرا خرد نتواند مرید ساخت
پیری مرا بغیر می دیر ساله نیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

