Toggle stanza 1
در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن
1

در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن

در قیامت نامه پیچیده نتوان یافتن

2

مور را ملک سلیمان درنمی آید به چشم

در قیامت دیده نادیده نتوان یافتن

3

از رگ خامی اثر در باده جوشیده نیست

خواب در چشم به خون غلطیده نتوان یافتن

4

صیقل آیینه آب روان استادگی است

بی تامل گوهر سنجیده نتوان یافتن

5

دل به زلف و وعده پا در هوای او مبند

راستی در موی آتش دیده نتوان یافتن

6

شرم حسن از باده گلگون شود هشیارتر

دولت بیدار را خوابیده نتوان یافتن

7

دامن تسلیم را صائب به دست آورده ایم

در بساط ما دل غم دیده نتوان یافتن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور