غزل شمارهٔ 6022
Toggle stanza 1سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن
11
سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن
چون مه نو شهره آفاق می گردد سخن
22
می کند جمعیت دل گفتگو را منتظم
از پریشان خاطری اوراق می گردد سخن
33
گر بیفشارند پای خامه را ارباب فکر
زود با عرش برین هم ساق می گردد سخن
44
بکر معنی را بود در سادگی حسن دگر
بی صفا از زیور اغراق می گردد سخن
55
می کند گه در مزاج سردمهران کار زهر
گاه زهر غصه را تریاق می گردد سخن
66
می کند این آب روشن را روان استادگی
از تأمل شهره آفاق می گردد سخن
77
رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره
ناگوار طبع از اغلاق می گردد سخن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

