Toggle stanza 1
خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
1

خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است

مور در دست سلیمان به سخن آمده است

2

در هوای لب یاقوت فروغ تو، سهیل

اشک گرمی است که از چشم یمن آمده است

3

این نه صبح است، که خورشید ز اندیشه جان

به سر راه تو با تیغ و کفن آمده است

4

چون نباشد خط مشکین تو در گرد نهان؟

که نفس سوخته از ناف ختن آمده است

5

شور محشر ز گریبان چمن گل کرده است

بلبل نغمه غریبی به چمن آمده است

6

جامه فتح ضعیفان سپر انداختن است

خصم با تیغ، عبث بر سر من آمده است

7

گوش ارباب سخن تنگ شکر چون نشود؟

طوطی خامه صائب به سخن آمده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور