Toggle stanza 1
هموار از درشتی چرخ دغا شدیم
1

هموار از درشتی چرخ دغا شدیم

صد شکر رو سفید ازین آسیا شدیم

2

فرصت نداد تیغ که بالا کنیم سر

زان دم که چون قلم به سخن آشنا شدیم

3

از قطع ره به منزل اگر رهروان رسند

ما رفته رفته دور ز منزل چرا شدیم؟

4

از هیچ دیده قطره آبی نشد روان

در سنگلاخ دهر اگر توتیا شدیم

5

دستش به چیدن سر ما کار تیغ کرد

چون گل به روی هر که درین باغ وا شدیم

6

پهلو تهی ز سنگ حوادث نساختیم

خندان چو دانه در دهن آسیا شدیم

7

افتاده است رتبه افتادگی بلند

پر دست و پا زدیم که بی دست و پا شدیم

8

با کاینات بر در بیگانگی زدیم

تا آشنا به آن نگه آشنا شدیم

9

مغزی نداشتیم که گردیم رو سفید

چون تخم پوچ منفعل از آسیا شدیم

10

درد سخن علاج ندارد، و گرنه ما

صائب رهین منت چندین دوا شدیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور