غزل شمارهٔ 5563

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: وشم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم
1

به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم

نمی دانم چه می گوید نسیم صبح در گوشم

2

هنوز از طعن خامی نیش می خوردم ز زنبوران

که بر می داشت از جا سقف این میخانه را جوشم

3

من آن بحر گهرخیزم بساط آفرینش را

که گوهر می شود سیماب اگر ریزند در گوشم

4

به اندک روزگاری بادبان کشتی می شد

ز لطف ساقیان سجاده تزویر بر دوشم

5

از آن روزی که بر بالای او آغوش وا کردم

دگر نامد بهم چون قبله از خمیازه آغوشم

6

ز هوش خود در آزارم نوایی آرزو دارم

که نتواند عنان خود گرفتن محمل هوشم

7

به کار دیگران کن ساقی این جام صبوحی را

که تا فردای محشر من خراب صحبت دوشم

8

تو دست از خود نمایی بر مدارای خصم بیجوهر

که من در جوهر خود همچو آب تیغ خس پوشم

9

ز چشمش مستی دنباله داری قسمت من شد

که شد نومید صبح محشر از بیداری هوشم

10

کنار مادر ایام را آن طفل بدخویم

که نتواند به کام هر دو عالم کرد خاموشم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشم

ز شور دل‌،‌گران چون حلقهٔ زنجیر شد گوشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2212

چو دریا یک قلم موجست شوق بیخودی جوشم

تمنای کناری دارم و توفان آغوشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2213

ز فیض‌ گریهٔ سرشار افسردن فراموشم

به رنگ چشمه آب دیده دارد آتش جوشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2216

گهی در شعله می‌غلتم گهی با آب می‌جوشم

وطن آوارهٔ شوقم نگاه خانه بر دوشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2218

ندانم مژدهٔ وصل‌ که شد برق افکن هوشم

که همچون موج از آغوشم برون می‌تازد آغوشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2219

نه مضمون نقش می‌بندم نه لفظ از پرده می‌جوشم

زبانم گرم حرف کیست کاین مقدار خاموشم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2220

اگر بر خود نمی بالد ز غارت کردن هوشم

مر او را از چه دشوارست گنجیدن در آغوشم؟

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 252

چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم

که آید در نظرها خشک چون محراب آغوشم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5561

نشد سروی درین بستانسرا یک بار همدوشم

ز آتش طلعتی روشن نشد محراب آغوشم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5562

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور