Toggle stanza 1
کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
1

کو بخت که در میکده با یار نشینم؟

در ماتم غمهای جگر خوار نشینم

2

مانند حباب از دل می سر بدر آرم

با نغمه به یک پرده و یک تار نشینم

3

هر مصلحت عقل کم از کوه غمی نیست

کو رطل گرانی که سبکبار نشینم؟

4

حسن رخ گل چشم به راه نگه ماست

از همت پست است که با خار نشینم

5

آه این چه حجاب است که از شرم رخ تو

در خانه خود روی به دیوار نشینم

6

صائب چه کنی منع من از عاشقی و شعر؟

اینها به ازان نیست که بیکار نشینم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور