غزل شمارهٔ 4294
Toggle stanza 1بیصحبت تو عیش میسر نمیشود
11
بیصحبت تو عیش میسر نمیشود
رغبت به بوسه لب ساغر نمیشود
22
یارب چه خاک بر سر بیطاقتی کنم
دستم دچار دامن محشر نمیشود
33
هر سطر کار شهپر جبریل میکند
مکتوب ما وبال کبوتر نمیشود
44
بال شکسته است کلید در قفس
این فتح بیشکستگی پر نمیشود
55
صائب چه رفتهای، گلی از بوسهاش بچین
دائم زمان وصل میسر نمیشود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

