غزل شمارهٔ 4294

Toggle stanza 1
بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود
1

بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود

رغبت به بوسه لب ساغر نمی‌شود

2

یارب چه خاک بر سر بی‌طاقتی کنم

دستم دچار دامن محشر نمی‌شود

3

هر سطر کار شهپر جبریل می‌کند

مکتوب ما وبال کبوتر نمی‌شود

4

بال شکسته است کلید در قفس

این فتح بی‌شکستگی پر نمی‌شود

5

صائب چه رفته‌ای، گلی از بوسه‌اش بچین

دائم زمان وصل میسر نمی‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور