غزل شمارهٔ 5118

Toggle stanza 1
ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
1

ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟

اگر ز خود نفشانی ز برگ و بار چه حظ؟

2

بهارتازه کند داغ تخم سوخته را

دماغ سوخته را از وصال یار چه حظ؟

3

خوش است دامن تحریک نیم سوخته را

جنون کامل مارا زنوبهار چه حظ؟

4

چراغ صبح به یک جلوه می شود خاموش

مرابه موسم پیری ز اعتبار چه حظ؟

5

درخت خشک به نشو و نما نمی جوشد

ترا که نیست جنون درسر،ازبهار چه حظ؟

6

تمام دلخوشی روزگار در عشق است

ترا که عشق نوروزی ز روزگار چه حظ؟

7

خوش است سوختن داغ با سیه چشمان

ترا که داغ نسوزی ز لاله زار چه حظ؟

8

ز انتظار شود آب تلخ آب حیات

ز وصل باده گلرنگ بی خمار چه حظ؟

9

ترا که غم نگرفته است درمیان صائب

ز مهربانی یاران غمگسار چه حظ؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور