غزل شمارهٔ 374
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1اگر تو نشنوی از نالههای زار چه حظ
11
اگر تو نشنوی از نالههای زار چه حظ
وگر تو ننگری از چشم اشکبار چه حظ
22
درآ به مشرب روحانیان و واصل شو
معاشران تو مستان تو هوشیار چه حظ
33
به چشم ما در و دیوار بوستان مستند
تو را که باده نمینوشی، از بهار چه حظ
44
نمک به سینه مجروح چاشنی بخشد
اگر غمی ندهندت ز غمگسار چه حظ
55
کلید قفل همه گنجها به ما دادند
به دست ما چو ندادند اختیار چه حظ
66
گرم به پهلوی ساقی به بزم بنشانند
مرا که بیخود و مستم ز اعتبار چه حظ
77
ز عمر آن چه گرامیتر است در سفرست
مرا که دل به غریبی است از دیار چه حظ
88
به لاف هم تک برق و براق میتازم
برون نمیرودم مرکب از غبار چه حظ
99
هزار ذوق «نظیری» به درد نومیدیست
فریب وعده نباشد ز انتظار چه حظ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

