Toggle stanza 1
گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع
1

گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع

برامید مرگ می نوشم به هنگام وداع

2

آخر بیماری جانکاه می باشد هلاک

اول هجران جانسوزست انجام وداع

3

حیرتی دارم که چون خواهم سفر کردن ز خویش ؟

تیره شد عالم به چشمم بس که از شام وداع

4

دروداع دوستان از بس که تلخی دیده ام

می روم از خویش هرکس می برد نام وداع

5

دوری جانان بود از دوری جان تلختر

درشمار زندگانی نیست ایام وداع

6

همچو شمع صبحگاهی در شبستان جهان

تا نفس را راست کردم بود هنگام وداع

7

بیقراران درسفر بی اختیار افتاده اند

چون سپند از من مجو صائب سرانجام وداع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور