Toggle stanza 1
نه هر تن لایق تشریف شاهی است
1

نه هر تن لایق تشریف شاهی است

شهادت آل تمغای الهی است

2

سر آزاده تاج زرنگارست

دل آسوده تخت پادشاهی است

3

بود آزادگی در ترک دنیا

در اینجا فلس ماهی دام ماهی است

4

سواد فقر را در دیده جاده

که جای آب حیوان در سیاهی است

5

به هر محفل که دمسردی در او هست

دل روشن چراغ صبحگاهی است

6

برون آرد نکویان را خط از شرم

خط مشکین برات خوش نگاهی است

7

گناهی را که در دیوان رحمت

نمی بخشند صائب بیگناهی است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور