غزل شمارهٔ 2242
Toggle stanza 1در خودآرایی خطرها مضمرست
11
در خودآرایی خطرها مضمرست
حلقه فتراک طاوس از پرست
22
بی سبکروحی و تمکین آدمی
کشتی بی بادبان و لنگرست
33
قرب خوبان رنج باریک آورد
رشته را کاهش نصیب از گوهرست
44
عشق می بخشد تمامی حسن را
شمع بی پروانه تیر بی سرپرست
55
خلق نیکو عیب را سازد هنر
خامی عنبر کمال عنبرست
66
بی طلب سیراب می گردد ز می
چون سبو دستی که در زیر سرست
77
پرتو منت کند دل را سیاه
زنگ این آیینه از روشنگرست
88
در سخن لعلش قیامت می کند
این نمکدان پر ز شور محشرست
99
بر عذار لیلی آن خال کبود
چشمه خورشید را نیلوفرست
1010
آتش درویشانه خود ای پسر
از طعام میهمانی بهترست
1111
شیر بیگانه است آش دیگران
شوربای خویش شیر مادرست
1212
صائب از شیرینی گفتار خود
طوطی ما بی نیاز از شکرست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

