غزل شمارهٔ 2623
Toggle stanza 1دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بود
11
دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بود
تلخی می محو در گلبانگ نوشانوش بود
22
نرگس مخمور خون عقل در پیمانه داشت
جلوه مستانه سیلاب متاع هوش بود
33
گرچه دامن می کشید از سایه خود سرو او
باغ بر گل تنگ از خمیازه آغوش بود
44
بر نمی آمد صدا از هیچ کس غیر از سپند
شمع مجلس با زبان آتشین خاموش بود
55
تیره بختی همچو داغ لاله در خون می تپید
از فروغ می در و دیوار اطلس پوش بود
66
در قفس تیغ زبان ما برآمد از نیام
شعله آواز ما در گلستان خس پوش بود
77
گلشن از خاموشی ما پرده تصویر شد
خون گل از شعله آواز ما در جوش بود
88
هیچ کس را صائب از اهل سخن روزی نشد
آنچه از اسباب عشرت قسمت ما دوش بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

