غزل شمارهٔ 116

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یمرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
نیست دلگیری ز دنیا بندهٔ تسلیم را
1

نیست دلگیری ز دنیا بندهٔ تسلیم را

آتشِ نمرود گلزارست ابراهیم را

2

در دلِ دریا به ساحل می‌تواند پشت داد

هر که گیرد وقتِ طوفان دامنِ تسلیم را

3

گر کُنی دل را چو سرو آزاد از فکرِ بهشت

زیرِ پای خویش بینی کوثر و تَسنیم را

4

کشتی طوفانی از ساحل ندارد شکوه‌ای

نیست دلگیری ز مُلکِ فقر ابراهیم را

5

گر به امر حق ترا اعضا شود فرمان‌پذیر

بهْ که چون شاهان کنی تسخیر هفت اقلیم را

6

وای بر کوتاه‌بینانی که می‌دانند حق

با هزاران خطِ باطل، صفحهٔ تقویم را

7

نیست صائب سرو را فکرِ خزان و نوبهار

در دلِ آزاده ره نبود امید و بیم را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور