غزل شمارهٔ 67

Toggle stanza 1
مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را
1
مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را
این سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را
2
قامتِ خَم، نفس را هموار نتوانست کرد
از کجی، زورِ کمان بیرون نیارد تیر را
3
شد زبانِ شُکر از سودای او رگ در تنم
نیست از زندانِ یوسف شکوه‌ای زنجیر را
4
از سفیدی دیدهٔ یعقوب شد صبحِ امید
منزلی جز قصر‌شیرین نیست جویِ شیر را
5
در به دست‌آوردنِ زلفش مرا تقصیر نیست
این رهِ خوابیده کوته می‌کند شبگیر را
6
شیرمردان را نمی‌باشد به زینت التفات
نیست غیر از خون نگاری دست و پای شیر را
7
با علایق برنمی‌آیی، مجرّد شو که نیست
غیر عریانی علاج این خارِ دامنگیر را
8
تیرِ کج صائب همان بهتر که باشد در کمان
از جگر بیرون میاور آهِ بی‌تأثیر را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 81

تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را

از وداع آرزو پر می‌دهم این تیر را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 82

گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را

هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 84

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 10

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 21

سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را

می‌زنم آتش به سقف این خانهٔ دلگیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 65

وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را

دوریِ این راه، کوته می‌کند شبگیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 66

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 68

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور