Toggle stanza 1
چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
1

چون شمع اشک در طلب مدعا مریز

نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز

2

بی عزتی به اهل سخن مایه غم است

زنهار خرده های قلم زیر پا مریز

3

باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند

زنهار آبرو به درآشنا مریز

4

آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند

ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز

5

از مفلسان زبان ملامت کشیده دار

زنهار خون ماهی بی فلس را مریز

6

صائب گذشت از دو جهان در وفای تو

خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور