غزل شمارهٔ 4817
Toggle stanza 1چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
11
چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز
22
بی عزتی به اهل سخن مایه غم است
زنهار خرده های قلم زیر پا مریز
33
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند
زنهار آبرو به درآشنا مریز
44
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند
ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز
55
از مفلسان زبان ملامت کشیده دار
زنهار خون ماهی بی فلس را مریز
66
صائب گذشت از دو جهان در وفای تو
خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز
Sources
Persian text source: Ganjoor

