Toggle stanza 1
تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
1

تا دست دست توست میی در ایاغ ریز

بر هر زمین که رسی رنگ باغ ریز

2

جام جم و سفال، گل یک حدیقه اند

مانند شیشه می به لب هر ایاغ ریز

3

زان باده ای که ریگ روان تردماغ ازوست

یک قطره درپیاله این بیدماغ ریز

4

ذوق کدام باده به خوش دشمن است؟

تا عندلیب مست شود خون زاغ ریز

5

بلبل برای چیست خس و خار آشیان؟

مشتی به چشم رخنه دیوار باغ ریز

6

دستت اگر به سوده الماس می رسد

درآستین زخم و گریبان داغ ریز

7

صائب بکش ز میکده عشق ساغری

ته جرعه نشاط به رخسار باغ ریز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور