غزل شمارهٔ 4816
Toggle stanza 1تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
11
تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
بر هر زمین که رسی رنگ باغ ریز
22
جام جم و سفال، گل یک حدیقه اند
مانند شیشه می به لب هر ایاغ ریز
33
زان باده ای که ریگ روان تردماغ ازوست
یک قطره درپیاله این بیدماغ ریز
44
ذوق کدام باده به خوش دشمن است؟
تا عندلیب مست شود خون زاغ ریز
55
بلبل برای چیست خس و خار آشیان؟
مشتی به چشم رخنه دیوار باغ ریز
66
دستت اگر به سوده الماس می رسد
درآستین زخم و گریبان داغ ریز
77
صائب بکش ز میکده عشق ساغری
ته جرعه نشاط به رخسار باغ ریز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

