غزل شمارهٔ 3976

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: الشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
غبار معصیت از عفو پایمال شود
1

غبار معصیت از عفو پایمال شود

چو سیل واصل دریا شود زلال شود

2

درین بساط که نعمت ز هم نمی گسلد

ادای شکر کسی می کندکه لال شود

3

چو شمع خودسرخودمی خورم ز غیرت عشق

چرا به گردن او خون من وبال شود

4

دلی چو نافه پر از خون گرم می باید

کجا به خرقه پشمین کس اهل حال شود

5

مباش غره به خوبی که دور چون برگشت

به یک دوهفته مه چارده هلال شود

6

سبکروان به فتادن ز پای ننشینند

شکست شهپر موج شکسته بال شود

7

جدا ازان لب میگون اگر شراب خورم

حباب در قدحم عقده ملال شود

8

غبار خاطرآن تیغ می شود صائب

اگر چوآب گهرخون من زلال شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور