Toggle stanza 1
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
1

کجا حریص ملول از گزند می گردد؟

که خاک در دهن حرص قند می گردد

2

ازان نگاه تو چون تیر می خلد در دل

که گرد آن مژه های بلند می گردد

3

به گرد آتش روی تو خال از شوخی

گمان برند که همچون سپند می گردد

4

نوای خارج منصور از تهی مغزی است

صدا ز کاسه خالی بلند می گردد

5

اثر در آن دل سنگین نمی کند صائب

به سنگ ناخن من گرچه بند می گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور