غزل شمارهٔ 4478
شاعر: صائب
Toggle stanza 1آن چشم اگرچه خود را بیمار مینماید
11
آن چشم اگرچه خود را بیمار مینماید
غافل مشو ز مکرش عیّار مینماید
22
دزدیدن تبسم پیداست از لب او
آبی که در عقیق است ناچار مینماید
33
دشواریی ندارد راه فنا ولیکن
راهی که بیرفیق است دشوار مینماید
44
هرکس ز روزن دل در عالم است سیار
عالم به چشم مستان گلزار مینماید
55
در پیش پا فتاده است مستی و هوشیاری
در هرکه هرچه باشد رفتار مینماید
66
از ره مرو به صورت معنی طلب کن از خلق
پای به خواب رفته بیدار مینماید
77
سیل بنای هستی است زخم گران رکابش
شمشیر اگر به ظاهر هموار مینماید
88
یک دانه بیشمارست از آسیای گردون
از چشم کور اشکی بسیار مینماید
99
چین جبین دنیا با داغ زردرویی
در چشم این خسیسان دینار مینماید
1010
آن کس که در سراغش بر هم زدم جهان را
صائب ز روزن دل دیدار مینماید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

