Toggle stanza 1
سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد
1

سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد

شکسته پای وطن را سخن غریب نگردد

2

نمی توان به وطن ناله ای به درد کشیدن

نوای مرغ چمن در چمن من غریب نگردد

3

غریب روی زمین گشتم از غریب خیالی

که هیچ کس به وطن همچومن غریب نگردد

4

تو تا به شعله نغلطی سخن برشته نگردد

تو تا یتیم نگردی سخن غریب نگردد

5

به هر طرف که روی گل نظربه روی تو دارد

مرو ز باغ که گل در چمن غریب نگردد

6

فروغ شمع ونسیم گل از پی تو برون رفت

ز رفتن تو چرا انجمن غریب نگردد

7

گذشت کوهکن داغ دیده با دل پرخون

چگونه لاله خونین کفن غریب نگردد

8

نبیند از نظر گرم تا غریب نوازی

نوای صائب شیرین سخن غریب نگردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور