غزل شمارهٔ 4480
شاعر: صائب
Toggle stanza 1سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
11
سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
حنا نرفته به هندوستان سیاه نگردد
22
حدیث عشق مگو چون دل دونیم نداری
که هیچ دعوی ثابت به یک گواه نگردد
33
بجز شکست ندارد بهار عالم امکان
گلی که باربرآن گوشه کلاه نگردد
44
هجوم خلق نگردد حجاب وحدت یزدان
علم نهفته ز بسیاری سپاه نگردد
55
فتادگی است پروبال رهروان طریقت
به هیچ جانرسدهرکه خاک راه نگردد
66
مکش چو شمع برون از نیام تیغ زبان را
که نقد زندگیت خرج اشک وآه نگردد
77
که سربرآورد از خجلت گناه قیامت
سحاب رحمت اگر پرده گناه نگردد
88
کند کناره شریفی کز اختلال خسیسان
چوکهربا سبک از جذب برگ کاه نگردد
99
چنین که بسته به خشکی سپهر کشتی احسان
شرابخانه محال است خانقاه نگردد
1010
نسیم می شود از فیض نوبهار معنبر
نمی شود ز خط آن چشم خوش نگاه نگردد
1111
مپوش چهره روشن ز چشم صائب حیران
که نورمهرکم از اقتباس ماه نگردد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

