Toggle stanza 1
تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
1

تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟

چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی

2

خلوت گور ترا جنت دربسته شود

گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی

3

صد در فیض به روی تو گشایند از غیب

سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی

4

می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور

گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی

5

مشت خونی که بود حق سرشک سحری

چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟

6

رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت

حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی

7

در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید

پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی

8

تو که از دیدن گل می روی از خود صائب

به ازان نیست که از دور به نکهت سازی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور