Toggle stanza 1
آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
1

آتش کباب کرده یاقوت آن لب است

چشم سهیل در پی آن سیب غبغب است

2

ای خضر چند تیر به تاریکی افکنی؟

سرچشمه حیات نهان در دل شب است

3

چون می رسد به مجلس ما سجده می کند

مینای ما که خضر ره اهل مشرب است

4

راه نفس ز کثرت تبخاله بسته شد

گوید هنوز عشق که اینها گل تب است

5

در دست دیگران بود آزاد کردنم

در چارسوی دهر دلم طفل مکتب است

6

صائب نمی فروزد شمع مراد من

تا صبحدم اگر چه لبم گرم یارب است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور